خرید بک لینک

نه اینکه فکر کنی سر حرفم نمانده ام...یا فراموش کرده ام...نه. فقط اضافه تر از معمول, محبت اطرافیان شاملم شده است. حساس هستم و چقدر هر حرکت کوچکی برایم مهم است. اما هیچ ایرادی ندارد...که همچنان بر سر عهدم می مانم. و هیچ منتی نیست که بخاطر عهدم مورد تفقدم.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:54  توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: جمعه 6 بهمن 1396 ساعت: 23:40

امشب خوب بود یا بد.خوشحالم یا نه...آرامم یا درگیر...نمیدانم.پر از افکار و نگرانی که هیچ ارتباطی هم به خودم ندارد. آن مرد با آن قد بلند و کت و شلوار سورمه ای, اما بظاهر سن کمتر...می تواند آن دختر با قد متوسط و تور قرمز را خوشبخت کند؟

+ چشم های نگران و بی سامان...

+ نوشته شده در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:48&nbsp توسط زن |


برچسب: خوشبختی, نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 2:10

پشت لبخندهای دوستانه را هیچ موقع ندیده ام.فقط تمامشان را حس کرده ام.اینکه بخش بزرگی از احساسم هنوز کارش را درست انجام می دهد باعث آرامشم می شود.گرچه قابل اعتماد کامل هم نیست.همیشه جای خالی برای درصدی خطا هست.اما چشم ها...چشم ها...چشم ها.

+ نوشته شده در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:49&nbsp توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 2:10

اگر احساسات بیشتری هزینه می شد, شاید هیچ وقت برگشتی نبود. همان اولین بار...همان آخرین بار بود. اما حالا...منتظر نیستم.اما بر می گردی. چیزی که باعث این برگشت می شود, احساسات نیست.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:50&nbsp توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 2:10

مجبور نیستی از تنهایی هایت به تنها نبودن هایت, با زور نقب بزنی.آرام بگیر.شاید سال ها طول کشیدن ارزشش را داشته باشد. شاید دیگر کسی مچت را به بهانه فرار از تنهایی ها نگیرد.تنها نمان شاد مهربان من.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:50&nbsp توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 2:10

نه اینکه فکر کنی سر حرفم نمانده ام...یا فراموش کرده ام...نه. فقط اضافه تر از معمول, محبت اطرافیان شاملم شده است. حساس هستم و چقدر هر حرکت کوچکی برایم مهم است. اما هیچ ایرادی ندارد...که همچنان بر سر عهدم می مانم. و هیچ منتی نیست که بخاطر عهدم مورد تفقدم.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:54&nbsp توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 2:10

آخ که چه لذتی دارد وراجی. حرف هایی که هیچ ارزشی ندارد جز ابراز دوست داشتن غیر مستقیم...جز نشان دادن ذوق خفی! جز خواستنش که حتی به این هم مشکوک است. نفهمد...هیچ کدام را نفهمد...فقط بگوید چقدر وراجی.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 9:27&nbsp توسط زن |


برچسب: حرفحرفحرف, نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 2:10

تا چند ساعت حالت تهوع داشتم. از بوی دستام...از دستام...از خودم متنفر شدم.به امید یک ادامه بهتر تو دنیایی که حتی اثرش هم محکوم به فناست.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:1&nbsp توسط زن |


برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 2:10

برای تو می نویسم... برای چشم هایت...برای زخم ها و کبودی صورتت...برای غم و اندوهی که در جانت نشسته. برای جای خالی پدر و مادرت و خانواده ات. برای تمام کودکان این سال های رنج. کاش می توانستم برایت کاری کنم. کاش میشد برای تمام کودکان این دنیای بی رحم کاری کرد.

#بثینه_دخترم

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:24  توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 10:23

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکنکه باد صبح نسیم گره گشا آوردرسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی بادبنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آوردصبا به خوش خبری هدهد سلیمان استکه مژده طرب از گلشن سبا آوردعلاج ضعف دل ما کرشمه ساقیستبرآر سر که طبیب آمد و دوا آوردمریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 10:23

کمی به خودم دلداری می دهم و خودم را دعوت به آرامش میکنم.تمام خلسه و سکوت شب ها...مال من می شود.جغد می شوم و شب ها را زندگی می کنم. گوش می دهم...می نویسم... و حالم خوب می شود اما خودم نه.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:42  توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 10:23

نمی دانم چند درصد از آدم های موجود روی کره زمین, مطابق با فرامین علمی و بین المللی هستند, رفتار می کنند و زندگی می کنند. از میان آن ها تنها چند درصدشان نقش بازی نمی کنند؟! اما هرچه بیشتر تلاش می کنم تا اندکی شبیهشان باشم, بیشتر مطمئن میشوم که نیستم. و بیشتر از آن مطمئن که, اصلا نمی خواهم که باشم. من همین زن بی حواس و بی دقت اما گاهی خیلی خیلی دقیقم. همین زنی که حسرت تنهایی های مخصوص خودش را دارد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:31

آرامش ِ من ...

ترکیبی که در تمام عمرم از کسی نشنیدم.

+ سالهاست رفته ایم از یاد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 11:53 توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:31

به رفتن ها و از دست دادن ها, چشم های خیس از پشت شیشه و افسوسی آشنا, عادت دارم. اما به آدم ها نه.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت 11:33 توسط زن |

برچسب: عادت, نویسنده: علی عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:31

زمانی برایم هیچ کدام از رفتارها توجیه عقلانی نداشت. حتی بیشترشان بنوعی برایم غیراخلاقی بود. شاید به زبان نه, اما عقیده ام بود. نمی دانستم که یک روز خودم به همان شکل رفتار می کنم و تازه حق را هم به خودم می دهم. همان خود از درون نکوهشگر که حالا شبیه یک گناهکار می ماند. گناه می کند و همچنان احساس رضایت دارد و همچنان محق است. و همچنان روی زمین با صراحت قدم بر می دارد. جای خالی ان ها که زمانی آرزویشانادامه مطلب

برچسب: بالاتر, نویسنده: علی عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:31

صفحه بندی