امروز مطمئن ترم که اثرهای مخرب باورهای مردم مثل قبل ترها، کمتر شده است. امروز خودم هم بهتر می دانم که خودم را دوست دارم. و اصلا جای تعجب ندارد وقتی زنی را می بینی که با همه آدم ها و همه موجودات و همه اشیا ... یک اساسنامه صلح مادرزاد امضا کرده است. می خندد ... می خنداند، اما شیرین عقل نیست. قبول که هنوز دلش تایید شدن می خواهد ... اما مثل سابق با یک حرف و یا رفتار نامهربانانه! تا مدت ها در تنهایی هایش بغض قورت نمی دهد. مهربان تر از همه و همیشه، خودم را می بینم که هرچند در تلاطم همیشگی برای انسان شدن هستم، اما بی مشکل و بی عیب هم نیستم.
+ گفت: انس با کسي گير که به نزديک اوست هرچه تو را مي بايد.
++ این سیاه و سپید ... آرام می شوم.
برچسب:
نویسنده: علی عباسی