1090. آدم ها - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 12:09
رسیدم به نقطه ای که نیازی نمی بینم به محبت آدم ها. اما هستند آن هایی که دوستشان دارم و حتی دورادور نگرانشان می شوم. + هرچند هیچ خواص مثبتی ندارم, اما عزیز دل یادآوری می کند که هیچ کس برایم نمی ماند, جز خودم. ++ در فکر فتح قله قافم که آنجاست جایی که تا امروز برآن پرچمی نیست + نوشته شده در شنبه بیست و...
1091. شاید نرفتن ... - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 12:09
گاهی باید بنویسم. از شما بنویسم. از شما که صمیمانه حس می شوید. که گاهی که همه دنیا با آدم هایش آزار می دهند و جلوی نفس های به شماره افتاده را هم می گیرند, لبخند می زنید. از شما می نویسم... که درست وسط این زمانه معتقد بودن و معتقد ماندن چقدر سخت است. می ترسم... از نرفتن ها و ممانعت برای نرفتن بیشتر
1092.آرامش - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 12:09
دنیا جایگاه تمام آنچه که تو میخواهی و نیست... آرامش را درست در نقطه ای پیدا می کنی که هیچ آرامش و آسودگی ای نیست. + من آدم این روزها نیستم. + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۶ساعت 3:20 توسط زن |
1093. دلتنگی - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 12:09
حالا دیگر آنقدر تکراری و کسالت بار شده, که بیشتر شبیه شعارهای انتخاباتی است. اصلا چه اهمیت دارد؟ من با چه کسی حرف می زنم؟ قشنگ نیست اما اعتراف میکنم که این روزها هرکس مرا شکست می دهد یا حداقل در مقام جمله ها مدام ثابت میکند که اشتباه میکنم, تو را بیادم میاورد. بالاخره یک روز برای همیشه آزارها تمام
1094. اینجا - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 12:09
از کودکی دوتا چیز رو خوب یاد گرفتم. تحمل شرایط سخت و مبارزه با خودم. امروز تصمیم گرفتم حرف نزنم... نه اینکه سکوت کنم... نه... حرف نزنم. اینجا از تصمیمم نوشتم که حداقل به خودم نشون بدم که چقدر این توان رو دارم. + حرف نمی زنم تا زنده بمانم. + نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:18 توسط زن |
1095.چند روز... - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 12:09
هر روز عاشوراست و هر سرزمینی کربلا. + کی حال ما خوب میشه؟
1075.کافر - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 22:19
ایمان نه به زبان که به حرکت میان بیم و امید سنجیده می شود.
1076.بود... - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 22:19
گاهی حرفها گفتنشان ظلم است و گاهی درست همان حرف ها ... نگفتنشان. تشخیص با توست، فقط ظالم نباش. + یادم آمد ... حس بعضی پررنگ بودن ها و هستن ها را. + نوشته شده در جمعه نهم تیر ۱۳۹۶ساعت 16:57 توسط زن |
1077. خط و خوله - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 22:19
دست بکار شوی و خودت هم تعجب کنی.لذت ببری...برای بار نخست. + من که پرتوقع نیستم...نگاه. + نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:34&nbsp توسط زن |
1078.همیشه زندگی کن. - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 22:19
شبیه سرفه های خشک پیرمرد بی دندان شده! که هیچ حرفی برای گفتن ندارد...که بچسبد... که خوش بیاید و خوش بنشیند. لابلای گوشت های گود افتاده اطراف دهانش، صدایش هم گم می شود. فقط انگشتان خشکش هر روز محکم تر گره می شوند. هیچ نمی داند. این را پسر ارشد بارها گوشزد کرده و پسر کوچک هنوز بلند بلند می خندد... وقت...
1064. نسبی! - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 14:30
هیچ وقت نمیتوانم با قطعیت حرف بزنم یا قول بدهم.هربار با شکست همراه بوده است. پس هنوز با قطعیت نمی توانم بگویم که رسیده ام به آنجا که هیچ چیز برایم مهم نیست.خصوصا آنچه دیگران از من در ذهنشان و سر زبانشان دارند. دیگر مهم نیست که زمان بگذارم و مجابشان کنم که منظورم چه بوده یا ... + .. تو روح ذهنت ! ++ ...
1066.ارزش - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 14:30
باید حرفی را زد که ارزشش را داشته باشد.برای گفتن و برای شنیده شدن.باید رفتار کرد به گونه ای که ارزشش را داشته باشد. باید جوری زندگی کرد که این دنیا ارزشش را داشته باشد. و جوری مرد...که ارزشش را داشته باشد. + ارزش ... ++ دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست. + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:1...
1067. هست - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 14:30
فَاِن عَفَوت , فَخَیرُ راحِم ... وَ اِن عذَّبتَ فَغَیرُ ظالِم ...
1068. یک زن - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 14:30
امروز مطمئن ترم که اثرهای مخرب باورهای مردم مثل قبل ترها، کمتر شده است. امروز خودم هم بهتر می دانم که خودم را دوست دارم. و اصلا جای تعجب ندارد وقتی زنی را می بینی که با همه آدم ها و همه موجودات و همه اشیا ... یک اساسنامه صلح مادرزاد امضا کرده است. می خندد ... می خنداند، اما شیرین عقل نیست. قبول که
1069.ترس - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 14:30
شاید واژه ترس بهترین جایگزین باشد برای لحظاتی که هنوز مرددی.که هنوز با خودت درگیری. آنجا که نه به خودت و هیچ کس دیگر اعتماد نکرده ای ... اعتماد بنده به خدا ... هیچ. با پای و دست بسته، کجا می روی؟ + ما سزاواریم به آنچه که خودمان برای خودمان رقم میزنیم. ++ شاید کافیست ... یک بار دل به دریا زدن. پشت سر...
1070.ازلی - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 14:30
می شنوی؟ پس بیا دوباره بشماریم. اینبار با چشمان باز. اصلا تا آخر دنیا... بشماریم. جای یکدیگر را حدس هم نزنیم. خوب ببینیم. اشاره کوچکی هم بدهیم... که... من اینجا هستم. جایمان را فراموش نکنیم. همدیگر را گم هم نکنیم.بعد به سراغ هم برویم... صدا کنیم... به اسم کوچک... باشد. قبول. یکدیگر را پیدا نکردیم.تو...
1071.تو در جهان غریبی غربت چه میکنی؟ - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 14:30
هیچ تفاوتی نکرده است. همه چیز مثل آن روزهاست. یک عده بی توجه و یک عده درگیر.ظاهرا همه چیز خوب است. آرامش و صلح. در کنارش دردهایی که درمانی ندارد. که بعدها کل وجودت...نقطه به نقطه را فرا می گیرد. کافیست کمی هم معتقد باشی. حتی اعتقادی که فقط به زبان می آید. دردش بیشتر هم می شود. آینه گفت صبور باش...ا
1072.حس کردنی... - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 14:30
از جایی غیر از اینجا...غیر از دنیا...پس اینجایی نباش. پس دنیایی نمان. + بچرخی و خیلی اتفاقی...ببینی. + نوشته شده در سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۶ساعت 17:10 توسط زن |
1073.موفقیت - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 14:30
بزرگی گفت کلا آدم ها دو دسته اند, یا موفق یا ناموفق!
1074. نمی میرم. - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 14:30
تو که به این خوبی و با این وضوح, صدای من رو می شنوی, پس چرا گلچین می کنی آخه؟ واسه مردن آمادگی ندارم عزیزم. کار ناتموم زیاد دارم. مهم ترینش همین زندگی... + لطف عالی مستدام, در جریان زندگی. + نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 11:47 توسط زن |